تبليغاتX
عشق وهجران

                                        بنام خداوند عشق آفرین

عشق برای عاشقان مقدس است چون نزدیک ترین ارتباط روحی بین عاشق ومعشوق  است احساس این  ارتباط  چنان ملکوتی  در روح آدم بوجود می آورد که فقط اندک  عاشقان واقعی می توانند به آن دست یابند آدم وقتی عاشق می شود دیگر هر گز  راحت نیست چون دلتنگی نسبت به معشوق آنقدر زیاد است که جریان خون را با مشکل مواجه می سازد  نفس کشیدن را دشوار می کند به همین خاطر در میان هر۳نفس باید یک آه عمیق بکشی  تااینکه اکسیژن مورد نیاز خون را بدست آوری  تادوبار بتوانی به آن فکر کنی ودوباره دلتنگ شوی واین از احساس متقابل دو  عاشق نسبت به همدیگر است عاشق دیر به خواب می رود تا بیشتر به عشق  فکر کند وهنگام بیدار شدن قبل از آنکه چشمش را باز بکند قلبش را برای روح معشوق باز می کند عاشقان شبها به آسمان وستارگانش نگاه می کنند واین نشانه  اخلاص عشق وشکر گذاری به درگاه خالق محبت وعشق است - وحتی بعضی ازشبها مخصوصا وقتی  که قرص ماه کامل باشد تا صبح بیدار می ماند واین کار هر کسی نیست غیر از.....  در هر طپش قلب عشق به معشوق رادر خون جاری می سازد تااورا در تمام رگهای بدن حس نماید واین یعنی یکی بودن . روح عاشقان همیشه با همدیگر  در ارتباط است و مدام باهم حرف می زنند.عشق در روح انسان است وفنا پذیر  نیست وحتی مرگ انسان آزادی روح وگسترش عشق وپیوستن به روح مطلق  پاکیهاست که از آن بوجود آمده ایم . 

 

 
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه 21 مرداد1384 و ساعت 10:1 بعد از ظهر |

 

*اگر چه کوچک وتنگ است حجم این دنیا .    قبول کن که بریزم به پای چشمانت

دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست .    که مانده در عطش کوچه های چشمانت

چه میشود تو صدایم کنی به لهجه موج .    به لحن نقره ای وبی صدای چشمانت

به انتهای جنونم رسیده ام اکنون .    به انتهای خود وابتدای چشمانت

خدا کند که بدانی چقدر محتاج است .   نگاه خسته من در دعای چشمانت  

*بی شک تویی بهشت من وتمام عمر .   غافل نبوده دلم یکدم از بهشت

امروز در برابرم از لطف ومهر تو .    هم از جهنم آینه دارم هم از بهشت

خواهم شبی را با تو سر کنم .   دفتری از آب چشمانم تر کنم

نام این دفتر نهم دیوان غم .    عشق را عنوان این دفتر کنم

 *قفسم را به یکی گوشه صحرا ببرید .   ترسم ازدود دل من چمن آتش گیرد

تومی آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم .   خوش آمد می گویمت اما در آغوش کفن

بی تو خورشید ترین زیر آوار  غروب دفن خواهم شد

بدین افسونگری وحشی نگاهی .    مزن برچهره رنگ بی گناهی

شرابی تو شراب زندگی بخش .     شبی می نوشمت خواهی نخواهی

 * آمدي توسرنوشتم بي بهانه پا گذاشتي     تاكه يك روز تورسيدي توي قلبم پا گذاشتي

قصه هاي عاشقي را تو وجودم جا گذاشتي   زير رگبار نگاهت دلم انگار زيرو رو شد

براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

*تا نفس كشيدي انگار نفسم بريد تو سينه     ابر وباد ودريا گفتن حس عاشقي همينه

اگه يه روز بري سفر بري ز پيشم بي خبر    اسير روياهام ميشم دوباره باز تنها ميشم

به شب ميگم پيشم بمونه به باد ميگم تا صبح بخونه

بخونه از ديار  ياري چرا ميري تنهام ميزاري

*اگه فراموشم كني ترك آغوشم كني    پرنده دريا ميشم تو چنگ موج رها ميشم

 به دل ميگم خاموش بمونه ميرم كه هر كسي بدونه

برم بسوي  اون دياري كه توش منو تنها نزاري

*زندگي خالي نيست : مهرباني هست  سيب هست ايمان هست

آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد   در دل من چيزي است مثل يك بيشه نور

مثل خواب دم صبح  وچنان بي تابم كه دلم مي خواهد  بدوم تا ته دشت بروم  تا سر كوه .

دورها آوائي است كه مرا مي خواند

(اي نازنين ترين نازنين ايران زمين بيا اينجا تا هامت كنم )

(فدات بشم الهي چه خوشكلي چه ماهي كله گنده داري چشم گلمبه داري كه من همشو بخورم )

* هو كوروب آغلاماق استيور قلبيم   هم اوجا داغلاردان آشاردي قلبيم  

  حسرتين نغمه سين منده بيليرم     آغلاما آغلاما من تز گليرم  

  گونول چيخمام من اوز پيمانيما جانيم جيريم اورگيم سوگليم  

* چون تو هيچ خبري نيست ساز من بي آهنگ ميشه   شادي از من ميگريزه . غصه هم بي اثر ميشه

وقتي چلچله ها ميان از سفرهاي دورادور   از تو مي گويم براشون . ميكنن از بامم عبور

وقتي اين شعرو مي خونم   همش تو در برابرمي  مي دونم تو هم مي دوني كه اميد آخرمي

الهي بخورمت

۱-  ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی یک چشمه وصد دریا فری وفریبائی
2- عزیزم الهی فدای اون لبای خوشمزه ، چشمای تودل برت ،بدن آرامش بخشت بشم من.
3- ای تکیه گاه وپنا زیباترین لحظه های پر عصمت وپرشکوه تنهای وخلوت من . ای شط شیرین پر شوکت من

۴ سلا م جانم جیاریم ایریلیق درد الوب سنده منده اول دسون تز اولرم کمیسه یروی ایلمیر عوض یوخ بیر همدمیم اولادا بیلمز سن تک منیم اوچون ، بولوطلار دولارسا یاغیشلار یاغاجاق گوزومون یاشینان توپراغلار دویاجاق کونوشماساق سنینه من بیر بیرمیزنن .

۵- سوگلیم عشق اولماسا وارلیق بوتون افسانه دیر عشقدن محروم اولان انسانلیقا بیگانه دیر .
۶-پس عزیزیم عشق بیزیم سودا بیزیم داغ بیزیم دریا بیزیم بوس بوتون دنیا بیزیم سوگلیم

۷-فردا مباد بی تو که فردا بدون تو بیزام از جهنم وبی زارم از بهشت .

۸-فدات بشم عزیزم شب وروزم ، دلتنگت هستم برای همیشه دوستت دارم حتی اگر خدائی نکرده بهت نرسم .
۹-در عشق اگر عذاب دنیا بکشی ،با اشک دودیده طرح دریا بکشی تا خلوت من هزار فرصت باقیست .
۱۰-میل دریا گر کنی من دیده را دریا کنم ،میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم ناامیدم گر کنی میمیرم اما بازهم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم

 

 

 

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه 21 مرداد1384 و ساعت 10:0 بعد از ظهر |